
مرکز: قلات جمعیت: ۲۴۴,۸۹۹ مساحت: ۱۷,۲۹۳ زبان مردم: پشتو، فارسی دری ولسوالی ها: اَتغَر، اَرغَنداب، تَرنگ و جَلدک، دایچوپان، شاهجوی، شمَلزائی، شینکَی، قَلات، کاکَر، میزان
:::اطلاعات عمومی::: زابُل یکی از ۳۴ ولایت (استان) افغانستان است. مرکز این استان شهر قلات است.
:::مردم::: بیشترین مردم این ولایت را پشتونها تشکیل میدهند.اقلیتی از پارسی گویان نیز در این ولایت زندگی میکنند.
:::قَلات::: شهری است در جنوب افغانستان امروزی . این شهر مرکز ولایت زابُل است. نامهای دیگر آن قلات غلزایی، کلات و کلات غلزایی است. قلات توسط جادهای به قندهار در غرب و غزنی در شرق متصل میشود. زبان گفتاری مردم این منطقه پشتو است و اکثر حنفی مذهبند. ارتفاع این ولایت از سطح دریا 1549 متر است.
:::ریشه نام::: احتمالا برگرفته از نام زُنبیل (تشابه زابُل و زُنبیل شاید اتفاقی باشد.)، رجوع شود به کابلشاهان، لقب فرمانروایان پیرو هفتالیان جنوبی؛ بهنظر میرسد مناطق مرتفع زابلستان پایتخت تابستانی آنها بودهباشد. -این نام نخستین بار در نسخۀ ارمنیِ کتاب شهرستانهای ایرانشهر به شکل زاوَلِستان یاد شده؛
*برای دانلود نقشه ولایت زابل به ادامه مطلب بروید*
ادامه مطلب
:: مرتبط با:
تاریخ و جغرافیا , :: برچسبها:
ولایات افغانستان ,
استان های افغانستان ,
ولایت زابل ,
همه چیز درباره افغانستان ,
افغانستان وطنم ,
afqani.mihanblog.com ,
نقشه ولایتهای افغانستان ,
نقشه ولایت زابل ,
ن : محمد رحمانی
ت : چهارشنبه 24 فروردین 1390
|
|

مرکز: میدان شهر جمعیت: ۵۲۹,۳۴۳ مساحت: ۹,۰۲۳ زبان مردم: فارسی دری با گویش هزارگی ولسوالی ها: جلریز، جَغَتو، چکِ وردک، حصهٔ اول بهسود، دایمیرداد، سیدآباد، مرکزِ بهسود، نِرخ
:::اطلاعات عمومی::: ولایت وردک یکی از ولایات مرکزی افغانستان به حساب میآید که نفوس آن ترکیبی از ملیتهای تاجیک، هزاره و پشتون میباشد.این منطقه جزو مناطق کوهستانی افغانستان بوده و دارای آب و هوای سرد و کوهستانی با زمستانهای کاملاً سرد وتابستانهای گوارا هست. قسمت اعظم این ولایت تحت سیطره سلسله جبال کوههای بابا قرار داشته که سرچشمه بسیاری از رودخانههای پر آب افغانستان نظیر دریای کابل، دریای هلمند از این مناطق خصوصاً حصه دوم بهسود میباشد. این منطقه جزو مناطق کوهستانی افغانستان بوده و دارای آب و هوای سرد و کوهستانی با زمستانهای کاملاً سرد وتابستانهای گوارا هست. قسمت اعظم این ولایت تحت سیطره سلسله جبال کوههای بابا قرار داشته که سرچشمه بسیاری از رودخانه های پر آب افغانستان نظیر دریای کابل، دریای هلمند از این مناطق خصوصاً حصه دوم بهسود می باشد. که سرسبزی و شادابی دره میدان مدیون قلل سر بفلک کشیده کوههای بابا و دره های [وش آب و هوای هزاره جات است . بیشتر مردمان این ولایت زراعت پیشه و مالدار هستند. مردمان دره میدان به شغل باغداری مصروف بوده و باغهای سیب این منطقه بنام سیب میدان شهرت جهانی دارد.بخش وردک به شغلهای عالی دولتی و تجارت مصروف هستند. اما مردمان تاجیک و هزاره آن در محرومیت حاصل از سیاستهای فاشیستی جکومتهای تبارگرای مجمد زایی و آل یحیی همچنان عقب نگهداشته شده اند. به عنوان مثال دره های عمیق و پر آب بهسود و هزاره جات این ولایت بستر مناسبی برای ساختن بندهای آبی چه برای تولیدبرق و چه برای ذخیره آب مساعد ساخته است. اما چون مردمان این مناطق از لحاظ مذهبی، قومی و لسانی مطابق ذوق و سلیقه شاهان و حاکمان افغانستان نبوده اند، از ساختن بندهای برق و دیگر بندهای آبی عمدا خودداری کرده اند تا مبادا مردم این مناطق انکشاف پیدا کرده و حکومتشان به خطر مواجه شود.
:::مردم::: این ولایت با مساحت ۹٬۰۲۳ کیلومتر مربعی دارای ۵۲۹٬۳۴۳ نفر جمعیت میباشد. ساکنین این ولایت ۷۰٪ پشتون هستند.۲۷٪ مردم را نیز پارسی گویان شامل تاجیکها و هزارهها شامل میشوند.
*برای دانلود نقشه ولایت وردک به ادامه مطلب بروید*
ادامه مطلب
:: مرتبط با:
تاریخ و جغرافیا , :: برچسبها:
ولایات افغانستان ,
استان های افغانستان ,
ولایت وردک ,
همه چیز درباره افغانستان ,
افغانستان وطنم ,
afqani.mihanblog.com ,
نقشه ولایتهای افغانستان ,
نقشه ولایت وردک ,
ن : محمد رحمانی
ت : چهارشنبه 24 فروردین 1390
|
|

مرکز: تالقان جمعیت: ۸۳۰,۳۱۹ مساحت: ۱۲,۳۷۶ زبان مردم: فارسی دری، ازبکی ولسوالی ها: اِشکمِش، بَنگی، بهارک، تالقان، چال، چاهآب، خواجه بهاءالدین، خواجه غار، دَرقَد، دشتِ قلعه، روستاق، فَرخار، کلفگان، نمکآب، وَرسَج، هزارسَموچ، یَنگیقلعه
:::اطلاعات عمومی::: تخار یکی از ۳۴ ولایت افغانستان است.این ولایت در شمال افغانستان واقع شده و مرکز آن شهر تالقان است.
:::مردم::: بیشتر مردم این ولایت را ازبکها و تاجیکها تشکیل میدهند. همچنین اقلیتی از پشتونها و هزارهها نیز در این ولایت ساکن هستند. شایان ذکر است که ولایت تخار یکی از سرسبز ترین ولایت های افغانستان به شمار میرود.
:::رودخانه ها::: دریای آمو و دریای کوکچه از اولسوالی دشت قلعه این ولایت عبور نمده است.
:::تالقان::: تالُقان یا تالِقان مرکز ولایت تَخار کشور افغانستان است. این شهر بعد از سال ۱۹۵۸ میلادی به سرعت رشد کرد. جاده ارتباطی آن به خان آباد است. از سال ۱۸۴۰ به بعد تالقان، از شهر کندوز و امام صاحب، پررونق ترین میدان های خرید و فروش را در قطغن داشته است.در سفرنامه مارکوپولو، از این شهر به عنوان مرکز غلات افغانستان یاد شده است. در سال ۱۹۵۸ شهر جدید در زمین های شرق شهر قدیمی احداث شد. همچنین تالقان در سال ۱۹۶۳ به مرکز ادارات ایالت تخار تبدیل شد.
:::رُستاق::: از شهرهای افغانستان است و دومین شهر عمده ولایت تخار می باشد. این شهر در دره کمآبی در شمال کوهستانهای کمارتفاع (۱۳۰۰ متر) قرار دارد و تقریبا ۴ کیلومتر طول و یک کیلومتر عرض داشته و جمعیتی نزدیک به ۷۰۰۰ دارد که ۲۰٪ آنان کشاورزند. بازار این شهر در نیمه اول قرن نوزدهم از بازارهای معروف شمال افغانستان بوده و اکنون در مسیر جاده اصلی هند و بخارا قرار دارد.
:::ریشه نام::: برگرفته از نام یونانی Tokharoi/تُخارُی (آنطور که توسط تاریخدانان و گیتاشناسان یونان باستان یاد شده): نام قوم تخار، که در روزگار باستان از اِستِپهای اوراسیا به سرزمینهای شمالی آمودریا ریخته و در جایی که بعدها تخارستان نام گرفت، جای گرفتند. تخاریهای باختر به زبان ایرانی سکایی سخن میگفتند.
*برای دانلود نقشه ولایت تخار به ادامه مطلب بروید*
ادامه مطلب
:: مرتبط با:
تاریخ و جغرافیا , :: برچسبها:
ولایات افغانستان ,
استان های افغانستان ,
ولایت تخار ,
همه چیز درباره افغانستان ,
افغانستان وطنم ,
afqani.mihanblog.com ,
نقشه ولایتهای افغانستان ,
نقشه ولایت تخار ,
ن : محمد رحمانی
ت : چهارشنبه 24 فروردین 1390
|
|

مرکز: سرِپل جمعیت: ۴۴۲,۲۶۱ مساحت: ۱۶,۳۶۰ زبان مردم: فارسی دری، ازبکی ولسوالی ها: بلخاب، سرپل، سانچارک، سوزمه قلعه، صیاد، کوهستانات، گوسفندی
:::اطلاعات عمومی::: سرپُل یکی از ۳۴ ولایت (استان) افغانستان است. مرکز این ولایت شهر سرپل است. مساحت این ولایت ۱۶٬۳۶۰ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۴۴۲٬۲۶۱ نفر است. فاصله ولایت سرپل از مرکز (شهر کابل) ۶۰۳ کیلومتر میباشد.
:::تاریخچه::: سرپل یکی مناطق باستانی شمال هندوکش و یا تورکستان جنوبی میباشد که در تاریخ بنام های انبار، جوزجانان، گوزگانان، جوزجان، گوزگان و غیره یاد گردیده است (جوزجان و جوزجانان معرب کلمات گوزگانان و گوزگان است که اعراب بنابه نداشتن حرف :«گ» در الفای خود، اکثراً گاف را با«جیم» تعویض مینمایند). میر غلام محمد غبار در صفحۀ 202 اثر معروف خود بنام تعلیقات جغرافیای تاریخی افغانستان ضمن معرفی شبرغان، سرپل را چنین تعریف میکند: «اشپورقان ونریان که شهری میان یهودیه و فاریاب است، بزرگترین شهر جوزجانان یا انبار میباشد، و آل فرغون (فریغون) در همین شهر مقیم باشند، و در زمستان به جزروان اقامت کنند.» منظور از انبار همین سرپل امروزی است که در دوره زمامداری سلاطین تیموری بعد از اعمار پل تاریخی سرپل در زمان زمامداری میرزا سلطان حسین بایقرا، بنابه ابتکار وزیر دانشمند او امیرالکلام امیر علی شیر نوایی، برفراز دریای سرپل که از یکجا شدن آب دریاهای آقسو و قراسو ایجاد میگردد، به نام سرپل مسما میشود. عبدالحی حبیبی در نخستین صفحۀ کتاب جغرافیای تاریخی افغانستان چنین مینویسد: «کسانی که تاریخ وطن را خواندهاند، شاید بارها نام جوزجان یا گوزگان را که یکی از مناطق تاریخی است دیده و شنیده باشند. این منطقه به تصریح یاقوت حموی سرزمین پهناوری بوداز بلخ تا مرو رود که از شهرهای مهم آن انبار، فاریاب و کلار بود. المقدسی این ولایت را جزو بلخ شمرده و احمد بن یعقوب معروف به الیعقوبی در سال 278 قمری گوزگان را در قسمت شمال مجرای رود شبرغان و شمال دریای میمنه میشمارد. بارتولد مستشرق روسی انبار را سرپل و فاریاب را نزدیک دولت آباد حالیه مینویسد.» عبدالحی حبیبی درصفحۀ پنجم همان کتاب، در رابطه با آل فریغون و دیگر دودمانهای حکمران در این حدود جغرافیایی مینویسد که: «یکی از این دودمان ها حکمرانان آل فریغون یا فریغونیاناند که در جوزجان از حدود (250 تا410 هجری) فرمانروایی داشتند. این دودمان در عصر سامانیان و غزنویان دارای شهرت تام بودهاند و روابط دوستی و خویشاوندی را با هر دو خانواده سلطنتی حفظ میکردند و شاهان صلح دوست، علم پرور و دانشمند بودند ... خود گوزگان بر حوالی سرپل کنونی اطلاق شدی و این دودمان از نسل شاهان قبل از اسلام (گوز گان خدا) مردم رباط فریغون بودند که بقول مقدسی به فاصلۀ راه یک روزه راه از اندخوی کنونی و کرکی واقع بود...» نجم الدین ذاکر سنگچارکی یکی از شاعران قرن دوازدهم هجری، سرپل را چنین توصیف مینماید:
سرپل لقب جوزجانان بنام ملک پاسبان، آستان امام اگر چند بلخ است ام البلاد که گویا چنین بلده هرگز نزاد
سرپل منطقهای تاریخی با آثار و آبدات زیادی از دورههای مختلف تاریخ است که، بخش اعظم داشتههای تاریخی و فرهنگی آن طی گذشت سالها با تأثیر پذیری از عوامل متعددی چون تهاجمات و لشکرکشیهای بیگانگان از استقامتهای مختلف، بهم خوردن نظم اجتماعی و ثبات سیاسی به اثر کشمکشهای ملوک الطوایفی و جنگهای داخلی، عدم توجه زمامداران قبایلی طی سدههای اخیر به حفظ و نگهداشت مواریث فرهنگی، برخوردهای تعصب آمیز مذهبی و نژادی زمامداران سدههای اخیر افغانستان با این ثروتهای معنوی مردم و بالآخره دشمنیهای آشکار بعضی از رجال متعصب و غیر مسؤول یا بکلی نابود گردیدهاند و یا هم در حالت نابودی تدریجی قرار دارند. یکی از این داشتههای تاریخی مقبرۀ امام یحیا بن زید از شاهکارهای معماری دوره سلجوقی میباشد، که دارای کتیبههای زیبا و گل کاری شده به خط کوفی، و گچبریهای فوق العاده ظریفی است که توسط یکی از مخلصان امام به نام محمد ابن شادان الفارسی اعمار گردیده است. این کتیبه های معتبر برای اولین بار توسط شادروان شاعر و دانشمند استاد قاری محمد عظیم عظیمی در سالهای سی و چهل قرن چهاردهم خورشیدی قرائت و توضیح شد و صحت آن با اتکا به منابع تاریخی معتبر تثبیت گردید. نظر به معلومات تاریخی امام یحیا بن زید بن علی بن حسین ابن علی بن ابی طالب بعد از کشته شدن پدرش زید توسط امویان به این دیار متواری و مصروف پیکار و مبارزه بر علیه امویان بوده و بدست سلم بن احوز المازنی یکی از گماشتگان نصر بن سیار حاکم وقت خراسان در روستای ارغوی (قراغوی) کنونی سرپل توسط سوره بن محمد کنزی شهید «125 قمری» و به فاصلۀ یک و نیم کیلومتری شهر کنونی سرپل دفن گردیده، که در بین مردم بنام امام خورد شهرت دارد، پرده برداشته شد. مقبره امام یحیا بن زید توسط سلاطین سلجوقی اعمار گردیده، و مزین به خط گلدار و تزئینی کوفی است که در گچ بری نقش کردهاند. نام این محل در مروج الذهب مسعودی ارعونه، در صفحۀ 23 عمدة الطالب ابن مهنا که در بمبئی چاپ گردیده ارعوی و در دائرة المعارف اسلام ارغوه چاپ شده است. اکنون در این محل بنای باعظمتی که اصل ساختمان تاریخی مقبره را در داخل خود جا داده با کتابخانه و سایر تجهیزات ساخته شده و یکی از زیارتگاههای بزرگ عامه مسلمین به شمار میرود. و مسجد جامع باعظمتی هم با گنجایش صدها تن در جوار آن درحال اعمار قرار دارد. ولایت سرپل تا سال 1367 جزعی از ولایت جوزجان محسوب میشد. اما در این سال سرپل از ولایت جوزجان جدا شدو به صورت یک ولایت مستقل درآمد.
:::جغرافیا::: مجموع مساحت این ولایت در حدود ۱۶٬۳۶۰ کیلومتر مربع از مساحت افغانستان را احتوا نموده است. این ولایت در دامنه شمال تیر بند ترکستان موقیعت داشته و بین 35 درجه و 30 دقیقه شرقی تا 36 درجه و 13 دقیقه شمالی و 66 درجه و 30 دقیقه جنوبی و 65 درجه و 29 دقیقه شرقی واقع است و ارتفاع ان از سطح دریا در مناطق هموار از 64 متر تا 1750 متر در مناطق کوهستانی میرسد. همچنین 75% اراضی خاک ولایت سرپل کوهستانی یا نیمه کوهستانی و صرف 14% دیگر آن اراضی هموار میباشد و مطباقی ان یعنی 11% باقی مانده ساحات جنگلی، نیمه هموار و ... میباشد.
:::مردم::: نفوس ولایت سرپل طبق امار احصائیه نفوس کشور در سال ۱۳۸۸ حدود ۴۴۲٬۲۶۱ تن میباشد. اما طبق راپور همبستگی ملی، نفوس این ولایت ۷۱۱٬۶۰۰ تخمین میگردد. قومیتهای مختلف و گوناگونی در ولایت سرپل زندگی میکنند که میتوان از ازبکها، هزارهها، پشتونها، تاجیکها، عربها، ایماقها و بلوچها نام برد. اکثریت جمعیت این ولایت را تاجیکها شامل میشوند و به دنبال آنها ازبکها، هزارهها و پشتونها هستند. پشتونهای این ولایت کوچ نشین هستند و در تعدادشان در فصلهای مختلف سال فرق میکند. فارسی عمدهترین زبان موجود در این ولایت است و توسط ۲۵۸٬۰۰۰ نفر (۶۰٪) در ۵۲۵ روستا (۶۳٪) صحبت میشود. زبان دوم ازبکی است که در ۱۴۹ روستا صحبت میشود که شامل ۲۰٪ جمعیت میشود. پشتون نیز سومین زبان است که در برخی روستاها سخنور دارد. مابین سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ تاجیکها، آیماقها و هزارهها و ازبکها توسط پشتونها و کوچیهای پشتون غارت و کشته شدند. پس از آن هزاران تن از پشتونها از منطقه و روستاهایشان که به زور تصاحب کرده بودند و در آن با خانوادههایشان سکونت داشتند اخراج شدند. در طول دوران اشغال افغانستان توسط شوروی بسیاری از نیروهای شبه نظامی محلی تاجیک، ترکمن و ازبک برای بیرون راندن پشتونها در ولایت سرپل و نورستان بکار گرفته شد.
:::سیاست::: در حال حاضر والی سرپل سید انور رحمتی می باشد. همچنین عزیزه جلیس، سید انور سادات، سید محمد حسین شریفی بلخابی، حاج خیر محمد ایماق و محمد حسین فهیمی نمایندگان فعلی ولایت در ولسی جرگه می باشند که در انتخابات پارلمانی سنبله سال 1388 انتخاب شدند. همچنین محمد حسین فهیمی عضو کمیسیون تفتیش مرکزی و نظارت بر تطبیق قانون، عزیزه جلیس عضو کمیسیون امور زنان، جامعھ مدنی و حقوق بشر، سید انور سادات عضو کمیسیون صحت و تربیت بدنی، سید محمد حسین شریفی بلخابی عضو کمیسیون عدلی و قضایی، حاج خیر محمد ایماق عضو کمیسیون عرایض وسمع شکایات ولسی جرگه میباشند. در تاریخ 2 سرطان 1390 هیأت قضایى ریاست محکمه اختصاصى بررسى تقلبات انتخابات ولسی جرگه سال 1388 پس از بازشماری آرای صندوقهای رأی و بررسی آرا و شکایات، اعلام کرد که ٦٢ تن از اعضای ولسى جرگه به دلیل تقلبات و تخلفات انتخاباتی عضویت خود در ولسی جرگه را از دست خواهند داد. بر اساس این رأی از ولایت سرپل محمد حسین فهیمى مجبور به ترک ولسی جرگه اعلام شد و حاجى پاینده محمد به حیث وکیل جدید ولایت سرپل شناخته شد. این رأی با اعتراضات گسترده نمایندگان ولسی جرگه مواجه شد. سرانجام کمیسیون مستقل انتخابات که با دستور حامد کرزی مسئول رسیدگی و اعلام نظر نهایی درباره رأی محکمه اختصاصی انتخابات شده بود از 62 عضو، تنها 9 عضو ولسی جرگه را از نمایندگی خلع نمود که نمایندهای از سرپل در میان این 9 نفر نبود. الحاج مولوی حبیب الرحمن عضو حزب جمعیت اسلامی و معصومه شاداب عضو سابق شورای ولایتی سرپل، نیز نمایندگان انتخابی ولایت سرپل در مشرانوجرگه (سنا) میباشند. مولوی حبیب الرحمن عضو و منشی کمیسیون امور دینی، فرهنگی، معارف، تحصیلات عالی و تحقیقات علمی و معصومه شاداب عضو کمیسیون اقتصاد ملی، مالی و بودجه و محاسبات عمومی (انکشاف دهات، زراعت و مالداری، انجیوهای داخلی و خارجی، تفتیش عمومی، مبارزه علیه مواد مخدر و مسکرات) مشرانوجرگه میباشند.
:::اقتصاد::: بیش از 85% مردم ولایت سرپل به زراعت اشتغال داشته و متباقی دیگر مردم به مالداری و سایر پیشه ها مصروف می باشند. از محصولات عمده ای این ولایت میتوان به گندم، جو، جواری، نخود، لوبیا، زغر و کنجد اشاره کرد. همچنین خربوزه، تربوز، انگور، ناک، زردالو، شفتالو، و سیب نیز در کنار سایر نباتات در این ولایت پرورش داده می شود.
:::مطبوعات::: ماهنامه دولتی سرپل و آیینه سرپل از جمله مجلات دولتی این ولایت میباشد. همچنین ماهنامه سیمای زن، جوانان، آیینه معارف، آیدین و پیام هدهد بلخاب نیز از جمله نشریات غیر دولتی است که در این ولایت منتشر میشود.
:::رادیو::: در این ولایت رادیو محلی دولتی با حدود سه ساعت نشرات صبحگاهی و رادیو غیر دولتی بانو با تقریبا 12 ساعت نشرات در طول شبانه روز فعال است که تنها مرکز ولایت و شماری از روستاهای اطراف را تحت پوشش قرار میدهند.
:::تلوزیون::: برنامه های تلویزیونهای غیر محلی راه فردا، آیینه، آریانا، طلوع و ملی نیز در مرکز و حومه شهر سرپل قابل دریافت است.
:::تعلیم و تربیه::: اولین لیسه خصوصی ولایت سرپل با نام لیسه عالی راه دانش در تاریخ 25 سنبله 1390 توسط موسسه چراغ هدایت و با کمک مالی دفتر جی- پی یا اداره انکشافی ایالات متحده امریکا افتتاح شد. ولسوالی های سرپل
:::ولسوالی بلخاب::: یکی از توابع ولایت سرپل افغانستان است. ولسوالی بلخاب از جنوب با بامیان و یکاولگ وصل است، از شرق با درهصوف، از غرب چیراس، و از شمال به ولایت بلخ وصل است. دارایی 103 قریه خرد و کلان و هفتاد و دو شورای محلی میباشد. ولسوالی بلخاب دارای ۵۵ دبستان، 3 دبیرستان، دو مدرسه متوسطه دخترانه و پسرانه میباشد. جمعیتش حدودا میان 65000 تا 80000 نفر میرسد. درآمد مردم بلخاب: از محصولات گندم، در گذشته و فعلا انگوزه ( یکنوع گیاه کوهی ـ شیرش را میگیرند به قیمت بالا فروخته میفروشند) گردو، بادام، قروت، زیره و سیب زمینی.
:::ریشه نام::: برگرفته از نام رود سرپل. در منابع قدیمی نیز از این نام یاد شدهاست. گاهی به نام انبار هم یاد شده است.
*برای دانلود نقشه ولایت سرپل به ادامه مطلب بروید*
ادامه مطلب
:: مرتبط با:
تاریخ و جغرافیا , :: برچسبها:
ولایات افغانستان ,
استان های افغانستان ,
ولایت سرپل ,
همه چیز درباره افغانستان ,
افغانستان وطنم ,
afqani.mihanblog.com ,
نقشه ولایتهای افغانستان ,
نقشه ولایت سرپل ,
ن : محمد رحمانی
ت : چهارشنبه 24 فروردین 1390
|
|

مرکز: آیبک جمعیت: ۳۷۸,۰۰۰ مساحت: ۱۱,۲۶۲ زبان مردم: ازبکی، فارسی دری ولسوالی ها: آیبک، حضرتِ سلطان، خُرم و سارباغ، دره صوف بالا، دره صوف پایین، روی دوآب، فیروزنَخچیر
:::اطلاعات عمومی::: سَمَنگان یکی از ۳۴ ولایت افغانستان است. مرکز این ولایت شهر آیبک است. شهر قدیمی سمنگان در جنوب شرقی خلم، در ولایت مزار شریف و در طول تاریخ بر سر یکی از راه های مهم بلخ بوده است. در شاهنامه فردوسی چنین آمده است که رستم زال با تهمینه دختر شاه سمنگان ازدواج کرد. به روایت شاهنامه این شهر در مرز ایران و توران قرار داشته است. از اماکن دیدنی این ولایت به تخت رستم و قصر جهان نما می توان اشاره کرد. کوچه عارق، چکاک، تنگی یعقوب پایین، سرخه گاوکش، تیموری بیانان، خانه سنگی، قره مورچه، سرخه بوبکی، حاجی بچه، اوی متان، نیکک، تاجک دهی و چلغزار همچنان در ولایت سمنگان ولوسوالی زیبای خرم وسرباغ وجود دارد که یکی از زیباترین جاهای دیدنی افغانستان به حساب میاید.
:::مردم::: اکثریت مردم این ولایت را تاجیکها تشکیل میدهند.به دنبال آنها ازبکها ٬ پشتونها، هزارهها، سادات، عربها و تارتارها نیز حضور دارند.۷۲٫۵٪ از مردم به زبان پارسی دری سخن میگویند و ۲۲٫۱٪ نیز به زبان ازبکی گویش میکنند. ۷۲٪ از مردم فارسی و ۲۲.۱٪ ازبکی زبان هستند.بر پایه NPS تاجیک٬ها ۶۵٪ جمعیت این ولایت را شامل میشوند. :::تاریخچه::: شهر قدیمی سمنگان در جنوب شرقی خلم، در ولایت مزار شریف و در طول تاریخ بر سر یکی از راههای مهم بلخ بودهاست. در شاهنامه فردوسی چنین آمدهاست که رستم زال با تهمینه دختر شاه سمنگان ازدواج کرد. به روایت شاهنامه این شهر در مرز ایران و توران قرار داشتهاست. سمنگان یکی از ولایات کهن ایران باستان بوده مرکز آن شهر شاداب وسر سبز ایبک میباشد . که ارتفاع آن از سطح بحر بیش از هزار متر است . این منطقه خیلیها حاصلخیز بوده، حبوبات و میوههای فراوان دارد . آب و هوای ایبک شهرت زیاد داشته چنانچه گفتهاند : آب ایبک، نان ایبک، خواب ایبک . سمنگان در امتداد شاهراه کابل - حیرتان بین بغلان وبلخ در یک منطقه مهم کشور افغانستان واقع شده که در اثر کشف شواهد و آثار تاریخی اهمیت خاصی پیدا کردهاست چناچه در پایه حفریات و تحقیقات دکتر کارنتون مورخ و باستان شناس امریکای در غار قره کمر که در کوههای مجاور ایبک واقع شده، در حوالی ۳۰-۵۰ هزار سال قبل از میلاد شیکاریهای همین منطقه سپری مینمودهاند و به حیث یکی از کانونهای زندگانی مردمان عصر حجر در افغانستان شناخته شده و آثاری از قبیل سنگهای چقماقی، استخوان حیوانات و خاکستر ذغال بدست آمدهاست و کشف آتشگاه سرخ کوتل و آثار بدست آمده از آن مجاورت شرقی سمنگان، روشنی جدیدی به سمنگان عصر کوشانیها در قرن اولیه مسیحی به تمام این مناطق می اندازد . رباتک منطقه دیگری از سمنگان که در عصر کوشانیها آباده بوده، آثار مسکوکات بدست آمده از رباتک شاهد این مدعاست همین قسم در داخل دره معروف به زندان سموجهای مشاهده میشود که نشان دهنده آبادانی زیاد بودهاست . نقطه دیگری بنام هزار سُم که اهمیت خاص تاریخی زیاد دارد به عقیده ایتالیائیها راه تجارت بوده و به دو طرف هندوکش کاروانها رفت و آمد می کرده و تنگی تاشقرغان دارای دروازه ئی بوده و راه عمومی از تنگی ایبک و دره زندان گذشته به استقامت بامیان و کابل کاروانها حرکت میکردند و ایبک دارای کاروانسراهای نیز بوده که به مرور زمان از بین رفتهاست. از آنچه گفته شد سمنگان از دورههای قدیم عصر حجر به این طرف در ادوار قبل از تاریخ و در دورههای اسلامی همیشه مرکز زندگانی بوده، پس معلوم میشود که از نظر تاریخی و جغرافیای موقعیت مهمی داشته و دارد . همچنان چیز مهمی که از نظر تاریخی باعث شهرت سمنگان شده ستوپه ئی است بزرگ، از یک پارچه سنگ که در مجاورت خود معادلی هم داشته و در داخل بدنه کوه بچه یا تپه حفر شده که در عرف بنام تخت رستم یاد میشود حال آنکه یکی از معابد بسیار مهم باختر قدیم در همین ایبک میباشد و یکی از عجایب معماری عصر بودائی افغانستان قدیم است حفره نامبرده بزرگ و مجلل با دهلیزها واتاقها و ملحقات دیگر به مراتب از ستوپه سنگی عجیب تر است که یقینا تعداد زیادی بازدیدکننده از کشورهای مختلف در اینجا می آمده و خانههای کنده شده که در حدود العالم ذکر یافته، عبارت از همین اتاقها و حجرههای معبد است و به تعبیر دیگر آنها را بتخانه خواندهاند که به معنای لغوی همان بودا را گویند و خانه بودا در حقیقت همان اتاقها وحجره هائی است که در هرکدامازآنها یک یا چندین مجسمهٔ بودا همراه با نقاشی و هیکل تراشی، تراش یا ساخته شدهاند که خود نشان دهنده هنر مجسمه سازی و هیکل تراشی آن عصر میباشد. سمنگان بزرگترین أدباء، فضلاء و شعراء را در دامان خود پروردهاست . پسته و بادام سمنگان معروف بوده و در کوههای آن زیره، هنگ و دیگر گیاهان داروئی به کثرت یافت میشود . ذغال سنگ دره صوف بالای ولایت سمنگان از نظر نوعیت بهترین و عالیترین کیفیت را دارا میباشد و از نگاه زراعت گندم بنام گُدام افغانستان مشهور است . در حدود العالم من المشرق الی المغرب، معجم البلدان یاقوت الحموی، شاهنامه شاهکار بزرگ فردوسی طوسی ودیگر مآخذ معتبر از سمنگان به مراتب نامبرده شدهاست داستان رستم با تهمینه دختر شاه سمنگان و نبرد رستم با سهراب از تراژدیترین داستانهای شاهنامه به همگان معروف است . این بود مختصر معلومات درباره سمنگان.
:::آیبک::: اَیبَک مرکز ولایت سَمَنگان کشور افغانستان است. و در ارتفاع 959 متری از سطح دریا واقع شده است. این شهر در پهنه دره یا رودخانه خلم و سمنگان در بخش سفلای با راهی صعب العبور و پر گردنه قرار دارد. در سال ۱۹۳۴ میلادی بخشی از شهر قدیم، از بین رفت و در ۴ کیلومتری این شهر بنای شهر جدید شروع شد. شهر قدیمی ایبک نزدیک دهانه دره و داخل دژ سنگی واقع شده است. تجارت عمده این شهر گندم، بادام و پسته است. :::دره صوف پایین::: دره صوف بالا یکی از ولسوالی های مهم ولایت سمنگان بوده که دارای معادن زغال سنگ و میوجات انگور انار سیب الوبالی توت سنجد چهارمغز بادام پسته جنگلی بوده مردم آن بسیار مهمان نواز و صلح دوست و مذهبی می باشند و در طول دور های جنگ متجاوزان در این ولسوالی ناکام مانده اند.
:::تخت رستم::: تخت رستم, که در ایبك مرکز ولایت سمنگان قرار دارد, یادگاری است قریب به 2500 سال پیش که اینک تنهای تنها در اسارت حوضچه هایی که در آن زمان حفرشده بوده است در اطراف این تخت زیبا, تا از نفوذ دشمنان در امان باشد, قرار دارد.
:::ریشه نام::: این نام در نوشتههای باختری بجایمانده از دورۀ هفتالیان و منابع اسلامی یاد شدهاست.
*برای دانلود نقشه ولایت سمنگان به ادامه مطلب بروید*
ادامه مطلب
:: مرتبط با:
تاریخ و جغرافیا , :: برچسبها:
ولایات افغانستان ,
استان های افغانستان ,
ولایت سمنگان ,
همه چیز درباره افغانستان ,
افغانستان وطنم ,
afqani.mihanblog.com ,
نقشه ولایتهای افغانستان ,
نقشه ولایت سمنگان ,
ن : محمد رحمانی
ت : چهارشنبه 24 فروردین 1390
|
|

مرکز: شَرَن جمعیت: ۸۰۹,۷۷۲ مساحت: ۱۹,۳۳۶ زبان مردم: پشتو ولسوالی ها: اُرگون، اومَنه، بَرمَل، تَروُو، جانیخیل، دیله و خوشامند، زرغونشهر، زیروک، سرحوضه، سَروبی، شَرَن، گومَل، گیان، مَتاخان، نِکه، وازهخواه، وَرمَمی، یحییخیل، یوسفخیل
:::اطلاعات عمومی::: ولایت پَکتیکا یکی از ۳۴ ولایت (استان) افغانستان است. مرکز این استان شهر شرن است.
:::پیشینه::: هرودوت مورخ یونانی از مردم باستانی «پکتیس» و «پکتویس» یاد کرده و سرزمین آنها را پکتیکا ذکر کردهاست. بطلمیوس هم نام این مردم را «پکتین» (Pactyan) نوشتهاست.
:::مردم::: جمعیت این ولایت ۹۶٪ را پشتونها تشکیل میدهند. حدود (۱.۸٪) ازبک و بقیه نیز از سایر اقوام حضور دارند.گمان میرود این اقوام بیشتر هزاره و بلوچ باشند.همچنین در قرن ۱۹ گروهی تاجیک که به شغل آهن فروشی مشغول بودند نیز در این ولایت حضور داشتند.
:::ولسوالی ارگون::: تمام مردمان ولسوالی ارگون را مردمان قوم تاجیک تشکیل داده ولی نظر به تاثیرات محیطی بصورت کامل فارسی صحبت کرده نتوانسته و با لسان پشتو خلط شده است. :::ریشه نام::: /پَکتهه در ریگودا؟ - به زبان یونانی باستان: Πἁκτυες/پِکتیس یا پِکتویس (به انگلیسی: Pactyan)، نام مردمانی ایرانیتبار باستانی، آنطور که در مجموعه تواریخ هرودوت، فصل هفتم، "پولیمنیا" آمده.
*برای دانلود نقشه ولایت پکتیکا به ادامه مطلب بروید*
ادامه مطلب
:: مرتبط با:
تاریخ و جغرافیا , :: برچسبها:
ولایات افغانستان ,
استان های افغانستان ,
ولایت پکتیکا ,
همه چیز درباره افغانستان ,
افغانستان وطنم ,
afqani.mihanblog.com ,
نقشه ولایتهای افغانستان ,
نقشه ولایت پکتیکا ,
ن : محمد رحمانی
ت : چهارشنبه 24 فروردین 1390
|
|

مرکز: گردیز جمعیت: ۴۱۵,۰۰۰ مساحت: ۶,۴۳۲ زبان مردم: پشتو ولسوالی ها: احمدآباد، جاجی، جانیخیل، چاوک، چَمکَنی، دَند پَتان، زَدران (پشتو: ځدران)، زُرمت، سیدکَرَم، شَواک، علیخیل، گردیز، لجه احمدخیل
:::اطلاعات عمومی::: ولایت پَکتیا یکی از ۳۴ ولایت افغانستان است. مرکز این ولایت شهر گردیز است. در گذشته پکتیا وسعت بیشتری داشت، اما این ولایت نخست به دو ولایت پکتیا و پکتیکا تقسیم شد و سپس با تأسیس ولایت خوست در نواحی شرقی پکتیا از وسعت آن کاسته شد.
:::مردم::: از جمعیت ۴۱۵٬۰۰۰ نفری این ولایت ۹۱٪ پشتون هستند و ۹٪ باقی مانده را تاجیکها شامل میشوند.
:::پیشینه تاریخی::: هرودوت مورخ یونانی از مردم باستانی «پکتیس» و «پکتویس» یاد کرده و سرزمین آنها را پکتیکا ذکر کردهاست. بطلمیوس هم نام این مردم را «پکتین» (Pactyan) نوشتهاست. که از جمله والسوالی زرمت یکی از مشهورترین والسوالیهای ان میباشد. که بیشتر افراد ان در سیاست معاصر افغانستان رول ارزنده داشتهاست. افراد با نفوس در والسوالی متذکره در گذشتهها در دو قریه (نیک نام و کلالگو) بودند که از جمله میتوان به خاندان دوست محمد خان اشاره نمود که با شاه سابق روابط خوبی داشت.
:::گردیز::: گردیز شهری است در جنوب افغانستان و مرکز ولایت پکتیا است. این شهر در منتهی الیه دره رودخانه گردیز و در ارتفاع ۲۳۰۰تا۲۵۰۰ متری از سطح دریا قرار دارد و زمانی یکی از مراکز عمده پروژه پکتیا با کمک آلمان فدرال بود. بازار قدیمی شهر در سال ۱۹۴۳ میلادی بنا شده است و بعد آسفالت شدن جاده کابل - گردیز (120 کیلومتر) حمل و نقل مصنوعات چوبی افزون یافت و باعث رونق آن شهر گردید.
:::ریشه نام::: /پَکتهه در ریگودا؟ - به زبان یونانی باستان: Πἁκτυες/پِکتیس یا پِکتویس (به انگلیسی: Pactyan)، نام مردمانی ایرانیتبار باستانی، آنطور که در مجموعه تواریخ هرودوت، فصل هفتم، "پولیمنیا" آمده.
*برای دانلود نقشه ولایت پکتیا به ادامه مطلب بروید*
ادامه مطلب
:: مرتبط با:
تاریخ و جغرافیا , :: برچسبها:
ولایات افغانستان ,
استان های افغانستان ,
ولایت پکتیا ,
همه چیز درباره افغانستان ,
افغانستان وطنم ,
afqani.mihanblog.com ,
نقشه ولایتهای افغانستان ,
نقشه ولایت پکتیا ,
ن : محمد رحمانی
ت : چهارشنبه 24 فروردین 1390
|
|

مرکز: چاریکار جمعیت: ۴۹۱٬,۸۷۰ مساحت: ۵,۹۷۴ زبان مردم: فارسی دری، پشتو ولسوالی ها: بَگرام، جبلسراج، چاریکار، سالَنگ، سرخِ پارسا، سیدخلیل، شیخعلی، شینواری، غوربند، کوهِ صافی
:::اطلاعات عمومی::: ولایت پَروان، از استانهای افغانستان است. مرکز این ولایت شهر چاریکار و مساحت ولایت مساحت ۵٬۹۷۴ کیلومتر مربع با جمعیت ۴۹۱٬۸۷۰ نفر است. جمعیت ولایت پروان ۴۹۱٬۸۷۰ تن از ولایات مهم در مشرق افغانستان است . از شمال به ولایت بَغلان ، از مشرق به ولایت کاپیسا، از جنوب به ولایات کابل و وَرْدَک و از مغرب به ولایت بامیان * محدود می شود. ولایت پروان ، علاوه بر نزدیکی به پایتخت و صنعتی بودن ، به دلیل قرار گرفتن در مسیر کاروانهای تجاری و آب و هوای مطلوب ، در میان ولایات افغانستان اهمیت فوق العاده ای دارد. شهر چاریکار (پایتخت) در مشرق ولایت ، در ارتفاع 603 ، 1متری ، در حدود 64 کیلومتری شمال کابل و مشرق ملتقای رود غوربند و پنجشیر واقع است . راه اصلی کابل ـ بَغلان (مرکز ولایت بغلان ) و نیز شمال افغانستان از آن می گذرد.
:::اقتصاد::: صنایع نساجی (بخصوص پارچة کتان )، ساخت چاقو و ابزار فلزی چاریکار و پیرامون آن در افغانستان معروف است پروان در تشکیلات اداری قدیم افغانستان به صورت «حکومت اعلی » اداره می شد، اما از 1343 ش /1964 در تقسیمات داخلی جدید، ولایتی مستقل با اهمیتی کمتر (درجة دو) شد. کاپیسا از 1358 ش /1979 به مدت دوسال قسمتی از پروان شد. در 1363 ش /1984 ولایت پروان دوازده واحد اداری مستقل داشت . در این ولایت ، چهار وُلِسْوالی (از تشکیلات حکومتی ) چهار علاقه داری و 477 آبادی ذکر شده است :::محصولات::: توت و انگور پروان شهرت فراوان دارد. برعلاوه، گندم، جواری، جو، ماش و لوبیا را میتوان از غله جاتی به شمار آورد که درین ولایت کاشته میشوند. مناطق اطراف چاریکار، مرکز ولایت، در تولید انواع سبزیجات پیشقدم بوده و تولیدات آن نه تنها برای مصرف محلی بلکه برای صدور به بازارهای کابل نیز فرستاده میشود. صنعت چاقو سازی در مرکز ولایت- چاریکار، از گذشتهها رواج داشت. همچنان صنعت چرمگری درچاریکار وجود داشتهاست. فابریکهٔ کشمش پاکی در دوران حکومت محمد داوود اما با سرمایهٔ شخصی به کار آغاز کرد که در دوران حنگهای سی ساله از کار افتید.
:::بند و انهار::: پروژهٔ بزرگ آبیاری در پروان توسط چیناییها به به ثمر رسانده شد. این پروژه از دریای پنجشیر آغاز شدهاست. برای گذشتن از دریای غوربند فناوری جالبی به کاررفتهاست که لولههای بزرگ آب ازشانهٔ یک تپع سرازیرشده و با گذشتن از زیردریای غوربند به شکل بٌرُق روی شانهٔ دیگر تپه میبرآید و به کانالی که به سوی چاریکار میرود میافتد. کانال یاد شده نارسیده به شهر چاریکار به دو شاخه تقسیم میشود که یکی به سوی شرق میرود و دیگری همچنان به سوی جنوب جریان مییابد. درهمین محل تقسیم یک بند برق ساخته شده که مقداری برق برای شهر چاریکار تولید میکند. همچنان در قسمت جنوب شهر چاریکار برای رساندن آب به زمینهای بالاتر از نهراسلی، دستگاه بزرگ آب انداز (واترپمپ) ساخته شده که به گونهٔ وقفوی آب را از نهر پایین به بالا انداخته و درآنجا به جوی دیگری میافتد. این آب حتی تا مناطق قره باغ رسیده و زمینهای خشک را آبیاری میکند. ولایت پروان از چهار رودخانه (دریا) آب میگیرد که عبارت اند از: دریای پنجشیر دریای سالنگ دریای غوربند دریای شتل همچنان دریای دیگری به نام دریا «باریک آب» از سمت جنوب غرب وارد وادی پروان میگردد اما این دریا آب موسمی دارد و دایم فعال نمیباشد.
:::شهر چاریکار::: در حدود ۶۴ کیلومتری شمال کابل و در خاور پیوندگاه رودهای غوربند و پنجشیر واقع است. راه اصلی کابل ـ بغلان و نیز شمال افغانستان از چاریکار میگذرد. جمعیت این شهر در سال ۱۹۸۸ در حدود ۲۹۴۰۰ نفر برآورد شده بود و امروزه ۵۳۶۷۶ نفر اعلام میشود. منطقهٔ میان کابل و چاریکار متراکمترین منطقه افغانستان از نظر جمعیت است. این شهر در محل ورودی درهٔ پنجشیر واقع شده است. صنعت پارچه کتان و ساخت چاقو و ابزار فلزی چاریکار و پیرامون آن در افغانستان معروف است. کوزهگری و انگورهای این شهر نیز معروفند. در دهه ۱۹۶۰ بزرگترین کارخانه نساجی افغانستان در گلبهار در نزدیکی چاریکار ساخته شد. که ساخت آن باعث رشد جمعیت چاریکار پس از سال ۱۹۶۲ میلادی شد. از نقاط دیدنی شهر، تپه گل غندی است. گردشگاه تپه گل غندی که از گردشگاههای بهاری افغانستان است در سال ۱۳۲۴ خورشیدی (۱۹۴۵ میلادی) در زمان میرعلم خان شهردار چاریکار بنیاد شد. در سال ۱۳۲۷ خورشیدی بهای جان، شاعر پشتوزبان از این تپه دیدن کرد و نام آن را تپه گل غندی (تپه گل) گذاشت. در افسانهها بنیاد شهر چاریکار را به جمشید پادشاه نسبت میدهند. بنیاد تاریخی آن را نیز توسط شاه کانیشکا از دودمان کوشانیان میدانند. در سال ۱۸۴۱ و در جریان جنگ انگلیس با افغانستان، یک هنگ از سربازان انگلیسی مستقر در چاریکار قتل عام شدند. در ۲۱ ژوئیه ۱۸۸۰ عبدالرحمن خان در شهر چاریکار اعلان پادشاهی کرد. نیروهای حبیبالله کلکانی ( بچهسَقّا) پاشاه افغانستان، چاریکار را در سال ۱۳۰۸ خورشیدی اشغال نمودند. بعدها محمدگل خان مهمند، وزیر داخله افغانستان که سیاست پشتوسازی را دنبال میکرد، شهر چاریکار را به آتش کشید و ویران ساخت. پس از مداخله نظامی روسیه در سال ۱۹۷۹، چاریکار صحنه جنگهای شدیدی شد. پس از اشغال منطقه از سوی طالبان، مردم چاریکار در ۲۳ میزان ۱۳۷۵ علیه طالبان قیام کردند.
:::وُلُسوالی غوربَند::: یکی از ولسوالیهای ولایت پروان افغانستان است. غور نام منطقهای است در شمال غربی غوربند. غوربند به معنای «مانع کوهستانی در راه غور» است. این ولسوالی تقریباً نصف ولایت پروان را از نظر مساحت و نفوس تشکیل می دهد.قبل از افتتاح تونل سالنگ این دره شمال را به جنوب وصل می نمود و تمام کاروان های تجارتی از این دره می گذشتند، اما بعد از افتتاح تونل سالنگ از شهرت این راه کاسته شد.این دره زیبا و سر سبزی است که توجه تورست ها و سیاحان را به خود جلب نموده است و قبل از کودتای ثور روزانه صدها سیاح خارجی و داخلی برای تماشای مناظر دلربای طبیعی به این دره سفر می کردند. مردم این دره را اقوام تاجک ، هزاره ، پشتون و قرلق تشکیل میدهد. همچنان یک عده سادات نیز درین دره زندگی می نمایند که از احترام و عزت خاص نزد سایر مردم برخوردار می باشند. غوربند تاریخ دیرینه دارد جهان کشایان بزرگ چون اسکندر مقدونی ، چنگیز... درین دیار به شکست مواجه شدند. در جریان اشغال افغانستان توسط روس ها مردم این دره تلفات زیادی را متقبل گردیدند. روس ها چندین بار در این دره هجوم آوردند اما به مقاومت شدید مردم این مرزوبوم مواجه شدند. بالاخره در سال 1360 هجری شمسی روس ها که توان مقابله را از دست داده بودند ،مجبور به ترک این دیار شدند. پیداوار مهم این دره را زرد آلو ، بادام، سیب ، انگور وغیره تشکیل می دهد. چون غوربند یک دره کوهستانی است و مردم آن شغل دهقانی دارند بنائ از نظر اقتصادی بسیار فقیر می باشند.
:::ولسوالی بَگرام::: شهری است در ولایت پروان کشور افغانستان. این شهر از سوی کوروش بزرگ هخامنشی ویران و توسط داریوش بزرگ بازسازی شد. در نزدیکی این شهر یک پایگاه نظامی معروف قرار دارد. آمریکا در پی حمله به افغانستان در سال ۲۰۰۱ به راهاندازی یک مرکز بازداشت موقت در پایگاه نظامی بگرام اقدام کرد که تا سال ۱۳۸۷ حدود ۶۳۰ زندانی را در خود جای داده است.
:::تاریخ پروان::: پروان پایتخت تابستانی امپراتوری کوشانی به خصوص در عهد کنشکای کبیر است. شهرهای بگرام و کاپیسا در دردو سوی دریای پنجشیر مهد تمدن کوشانی میباشد. پروان در دامان جنوبی هندوکش همیشه سنگر نهایی و عقبگاه مطمین کابلستان بودهاست. جنگهایی شدیدی که باشندگان پروان در برابر چنگیز خان کردند، به گزارش میرغلام محمد غبار نویسندهٔ «افغانستان در مسیر تاریخ»، سبب شد که چنگیر برای نخستین بار مزهٔ تلخ شکست را بچشد. البته که چنگیز خان برای اولین بار در تاریخ در پروان به شکست مواجه شده استږ که آن هم دز منظقه به اسم پل متک. در دوران جنگهای سه گانهٔ مردم افغانستان در قرن نزده با انگلیس بازهم پروان دژ استوار و دیواری عبور ناپذیر در برابر متجاوزین انگلیس بود. پس ازان که امیر حبیب الله خان کلکانی (رح) در سال ۱۹۲۸ با مرکز قرار دادن پروان در شورشهای ضد حکومتی توانست حکومت امان الله شاه را سرنگون کند، پروان برای اولین بار به مثابهٔ منطقهٔ تاجبخش تاجگیر شناخته شد. ازینرو، وقتی نادر خان به قدرت رسید، برای درهم کوبی روحیهٔ این مردم، کسان زیادی ازمردم را بکشت و داراییهای شان را غارت کرد. همچنان برای تداوم سلطهٔ خود براین مردم، به جا به جا سازی طرفداران خود درین نقاط مختلف پروان پرداخت. همچنان مناطق اطراف شهر چاریکار را به سوی جنوب و شرق جوی دیگر آبیاری میکردهاست که از دریای غوربند آب میگرفت. این جویها به نامهای، جوی چاریکار، جوی خواجه و جوی ماهیگیر یاد میشوند... این جویها نیز درحال حاضر از شاخهٔ شرقی کانال آبیاری پروان آب میگیرند. مناطق دیگر پروان بیشتر از آبهایی که از کوهها سرازیر میشوند آب میگیرند و بند و انهاری که درین مناطق وجود دارد به صورت عنعنوی صاخته شده و از قرون متمادی بدینسو به همین منوال بودهاست. یکی ازجمله مناطق عمده ومهم ایکه مربوط به ولایت پروان ونزدیک به ولسوالیهای کابل است هماناعلاقه داری سنجددره بوده که دارای هفت قریه میباشدکه به دوحصه مهم بالاده وپاین ده تقسیم است، تمام افرادساکن سنجددره مردمان سنی مذهب وفارسی زبان اند. سنجدره هم سرحدباتوپ دره، غوربندوشهرک سابقه یاسرک عمومی کابل -پروان است اهالی سنجددره اکثرآمردمان تجارت پیشه بوده واکثریت مردمان آن درولایات کابل، پروان، مزار، تخار، بغلان، هرات وسایرمناطق زندگی میکنند، این محل دارای تعدادی اززیارت گاه هابوده ومشهورترین آن پنجپیران پنجشروزیارت رومی صاحب است، مشهورترین محل درسنجددره همانامنطقه بنام چهارجوی است که زمانی پایگاه قومندان ملا(ملامحمدساکن اصلی قریه ده غلامان بوده) که شاهددرگیریهای میان گروه طالبان وجبهه متحدبود، مردمان این محل درزمان طالبان خسارات هنگفت ملی وجانی رامتحمل شده ودرزمان طالبان موردتهاجم رمههای کوچی نیزقرارگرفته ولی سرتسلیم برای افرادمسلح فرودنیاورده اندقابل یادآوریست که درزمانهای گذشته تعدادی ازمردم قوم منگل که جهت تارج به آن مناطق آمده بوددربعضی ازمناطق آن سربه نیست گردیدهاست. سنجدره ازجمله محلاتی بوده که درآن آثاربولایتی کشف گردیدهاست حفریات ساحه بولایتی چشمه شفا در ماه ثور سالروان و حفریات بالاحصار در برج حمل سالروان اغاز یافتهاست که اکنون در نتیجه ان اثار یک شهر دوره باختریبدست امدهاست. اثار کشف شده تماماً از دوره باختری است که ممکن قرن ششم و پنجم قبل از میلاد را در بربگیرد. که اتشکده و اتشدان کشف شده در منطقه، بینظیر است. حفریات این ساحه ادامه دارد و در اینده سنه گذاریهای مطلق ان روشن خواهد گردید. ناگفته نماند که ساختمانهای عصر کوشانی، غوری، تیموری نیز دراین ساحه بولایتی موجود است. اثار و پارچههای ظروف سفالی بدست امده مربوط دوره کوشانیها و دورههای اسلامی (غزنوی، غوری، تیموری و بعدتر) تا امروز که ساختمانها یکی بالای دیگر قرار دارند، به نظر رسیدهاست.در اطراف بالاحصار ساحاتیکه مربوط عصر بودیزم میشوند قبلاً حفاری گردیدهاست : مانند تپه مرنجان، تپه نارنج، خواجه صفا، تپه خزانه، باغ بابر و کوتل خیرخانه که اثار ان بعداز تحقیق و تسجیل توسط انستیتوت بولایتشناسی به موزیم ملی تسلیم داده شدهاست و همچنان اثاریکه قابل انتقال نیست مانند اثار تپه نارنج در خود ساحه حفظ گردیدهاست. گفته میتوانیم که موجودیت و تسلسل این ساحات در اطراف شهر کابل و ادامه ان در قلعه حشمت خان، قلعه خندر، خورد کابل، مینار چکری، یخ دره، سنجددره، بت خاک و شیوکی را در برمیگیرد، نشان میدهد که در عصر بولایت، کابل یکی از نقاط مهم تاریخی بشمار میرفت و نقطه توصل راههای تجارتی و شهرها بودهاست.
:::ریشه نام::: به یونانی/لاتین: Alexandria of the Caucasus/اسکندریه قفقاز یا Alexandria-Kapisa/اسکندریه کاپیسا. -در منابع اسلامی شکل معرب آن فَروان یاد شده و موقعیت آن بین غزنه و بامیان آمدهاست.
*برای دانلود نقشه ولایت پروان به ادامه مطلب بروید*
ادامه مطلب
:: مرتبط با:
تاریخ و جغرافیا , :: برچسبها:
ولایات افغانستان ,
استان های افغانستان ,
ولایت پروان ,
همه چیز درباره افغانستان ,
افغانستان وطنم ,
afqani.mihanblog.com ,
نقشه ولایتهای افغانستان ,
نقشه ولایت پروان ,
ن : محمد رحمانی
ت : چهارشنبه 24 فروردین 1390
|
|

مرکز: بازارک جمعیت: ۱۲۸,۶۲۰ مساحت: ۳,۶۱۰ زبان مردم: فارسی دری ولسوالی ها: اَنابه، بازارک، پریان، خِنج، دَره، روخه، شُتُل
:::اطلاعات عمومی::: ولایت (استان) پنجشیر در شمال افغانستان واقع است. مرکز این ولایت شهر بازارک است. احمد شاه مسعود فرمانده مجاهدین افغان از پنجشیر و مشهور به شیر پنجشیر بود. مناطق این ولایت تا سال ۱۳۸۳ خورشیدی بخشی از ولایت (استان) کاپیسا بودند و ولسوالیهای پنجشیر، حصه اول پنجشیر و حصه دوم پنجشیر را در پروان تشکیل میدادند.
:::موقعیت جغرافیایی::: پنجشیر به فاصله ۱۲۰ کیلومتری به طرف شمالشرق کابل در بین دو شاخه جنوبی هندوکش، از شمالشرق به جنوب غرب موازی به امتداد هندوکش واقع است و درههای فرعی آن از شمال به جنوب و از جنوب به شمال امتداد داشته وبه دره عمومی پنجشیر وصل میشود. ارتفاع آن ۲۲۱۷ متر از سطح دریا بوده و در نقاط مرتفع به ۶۰۰۰ متر از سطح دریا میرسد. طول آن از دالان سنگ تا پای کوتل انجمن زیاده از ۱۲۵ کیلومتر است. عرض دره پنجشیر اندازههای مختلفی دارد که بدون وسایل و وسایط فنی تعیین شده نمیتواند. پنجشیر از طرف شمال متصل است به خوست فرنگ و ولایت تخار و اندراب در ولایت بغلان واز طرف جنوب به نجراب سنجن و در نامه و ریزه کوهستان واز جانب مشرق و شمالشرق به نورستان و بدخشان واز طرف غرب به شتل احاطهاست. رود پنجشیر از کوهستان هندوکش و نزدیکی گذرگاه انجمن سرچشمه میگیرد و به سوی جنوب شرقی جریان مییابد. پنجشیر از میان گدارهای باریک با دیوارههای بلند میگذرد و در مسیر خود چندین شاخهٔ دیگر مانند غوربند و پریان دریا را دریافت میکند و سپس در حدود ۴۸ کیلومتری شرق کابل به رود کابل میپیوندد، پنجشیر از رودهایی دائمی افغانستان است و طول آن به ۳۲۰ کیلومتر میرسد.
:::مردم::: اکثریت مردم این ولایت تاجیکها هستند.زبان مردم آن فارسی دری است.همچنین عدهای از هزارهها، نورستانیها و پشهایها نیز در این ولایت زندگی میکنند. در فصل تابستان گروه کوچکی از کوچیها در ارتفاعات آخر درهٔ پنجشیر احشام خود را برای چرا میآورند.
:::اقتصاد::: پنجشیر همواره از جایگاه مهم ارتباطی برخوردار بودهاست، چنان که یکی از عوامل پیشرفت و گسترش کابل را، اهمیت ارتباطی آبراه کابل ـ پنجشیر دانستهاند. در روزگار کهن راه کاروانهای باخترـ هند در امتداد شمال شرقی بستر این آبراه به موازات رودخانهٔ پنجشیر ادامه داشت. درهٔ پنجشیر نه تنها گذرگاه کاروانهای بازرگانی بود، بلکه نیروهای مهاجم نیز از آن میگذشتند. آسانترین گردنهای که کوههای هندوکش را به پنجشیر میپیوست، گردنهٔ خاوک بود که از اندرآب به پنجشیر میرسید و این همان راهی است که سربازان اسکندر مقدونی در ۳۲۸ق.م و سواران تیمور لنگ در ۸۰۰ق/۱۳۹۸م از آن گذشتهاند. پس از آنکه در ۱۳۰۹ش/۱۹۳۰م راه اتومبیلرو گردنهٔ خیبر ساخته شد، پنجشیر اهمیت دیرین خود را به عنوان یک راه بازرگانی از دست داد.
:::معدن::: پنجشیر دارای معادن سنگهای قیمتی مانند زمرد است. دونالد آر . هیل در پژوهشی در مورد استخراج معدن در دوره اسلامی می گوید معادن اصلی نقره در استانهای اسلامی شرقی قرار داشتند و برجستهترین آنها معادن هندوکش در شهرهای پنجشیر و جاریانه (Jarynana) واقع بود که هر دو در همسایگی بلخ بودند.بنابر گزارشی حدود 10000 معدنچی در پنجشیر کار میکردند.سایر معادن مهم نقره در اسپانیا، آفریقای شمالی، ایران و آسیای مرکزی قرار داشتند.
:::گذشتهٔ تاریخی::: درزمان پادشاهی داریوش بزرگ بخش کوهستانی پنجشیرـ غوربند جزئی از استان ثتهگوش(ستگیدیه) در قلمرو هخامنشیان بهشمار میرفتهاست. بگفتهٔ هرودوت، ستگیدیه تیرهای از مردم مشرق یا شمال شرق ایران بودند، و مقر ایشان در تقسیمات شاهنشاهی هخامنشی جزو ایالت هفتم بشمار میرفت. برخی براین باورند که اسکندر مقدونی، در محل پیوستگی رودهای پنجشیر و غوربند، شهری بهنام اسکندریه ساخت تا پایگاهی برای حملهٔ سپاهیانش به کوهستانیها باشد(دوپری، ۲۷۸).گویا سپاهیان وی در گذر از پنجشیرو کوههای هندوکش، دچارسرماوکمبود آذوقه شدهاند، ولی سرانجام ازآنجا گذشته، وشهربزرگ بلخ راگشودهاند. در دورهٔ اسلامی پنجشیر، چندی در دست سلسلهٔ بنیبانیجور یا ابوداوودیان(حک ۲۳۲-۳۷۲ق/۸۴۷-۹۸۲م)طخارستان بود(زامباور، ۳۰۷) و سکههایی که از سوی آنها در پنجشیر ضرب شده، شناخته شده است(مایلز، ۳۷۳). در ۲۵۶ق/۸۷۰م یعقوب لیث به شرق خراسان تاخت و با پیروزیهایی که در هندوکش به دست آورد، درهٔ پنجشیر و کانهای نقرهٔ آن به قلمرو او افزوده شد(بازورث، ۱۱۱). پنجشیر در دورهٔ صفاریان یکی از مراکز ضرب سکهٔ این دولت بود(لسترنج، ۳۵۰). نخستین سکههای صفاریان به فرمان یعقوب در ۲۵۹-۲۶۱ق در پنجشیر ضرب شد، ولی پس از بازگشت او از نواحی شرقی خراسان، این سرزمین بار دیگر به تصرف ابوداوودیان درآمد(بازروث، همانجا). در دورهٔ سامانیان نیز پنجشیر یکی از ضرابخانههای آنها بهشمار میرفت(مایلز، همانجا). تیمورلنگ در یورش خود به سوی کابل، از راه گردنهٔ خاوک وارد درهٔ پنجشیر شد و از آنجا به کابل رفت(میرخواند، ۱۰۷۹).
:::نام پنجشیر در آثار قدیمی::: در مورد نام پنجشیر دو نظر وجود دارد. اهالی پنجشیر معتقدند که در گذشته پنجشیر به کجکن معروف بودهاست ولی در تمام آثار معتبر تاریخی و آثار منظوم و منثور قدما «پنجهیر» ضبط شدهاست. پنجشیریان عقیده دارند که زال پسرش رستم را از رفتن به پنجشیر منع نموده و به وی چنین توصیه نمودهاست: به کجکن مرو ای پسر زنهار که سم ستورت شود پاره پار که دریای پر قعر دارد ستیز گیاهی ندارد بجز سنگ تیز این ابیات را مردم پنجشیر منتسب به حکیم توس و شاهنامه میدانند در حالیکه در شاهنامه نیامدهاست اما افسانهٔ بالا در اثار علما و شعرای کهن پنجشیر مکرر آمدهاست. پنجشیر در نوشتههای جغرافیدانان و نویسندگان متقدم اسلامی به صورتهای بَنجَهیر ، بَنجَهار ، بِنجار و پنجهیر آمدهاست. همچنان پنجشیر در حدود عالم و تاریخ بیهقی پنجهیر ضبط شدهاست. از جمله جغرافیه نویسان عرب تنها یعقوبی «بنجهار» ابن خرداد «بنجار» و ابن فقیه «فنجهیر» آوردهاند ولی مولفان و جغرافیه نویسان خراسان در همهٔ مواردی که از پنجشیر ذکری کردهاند نام آن را به شکل پنجهیر ضبط نمودهاند. پنجهیر از دو کلمهٔ «پنج» و «هیر» ترکیب یافتهاست که در زبان پهلوی و اوستا به معنی آب آمدهاست مانند «هیرمند». ابن بطوطه سیاح عرب هیر را در زبان سانسکریت به معنی کوه ترجمه کرده و پنج هیر را مآخذ از پنج کوه میداند. "بجایی رسیدیم که پنجهیر نام داشت هیر به معنی کوهاست و پنجهیر یعنی پنج کوه. در آنجا شهر قشنگ و آبادانی دیدم که روی نهر بزرگ کبودینی بنا شدهاست لشکر ملعون چنگیز آن را خراب کردهاست و از آن پس روی آبادانی ندیده این رودخانه از کوهستان بدخش سرچشمه میگیرد. یاقوت معروف بدخش از همین کوهستان بدست میآید. بنجهیر. شهری است در نواحی بلخ . (انساب سمعانی در کلمه بنجهیری ). در حدودالعالم آمدهاست : بنجهیر و جاریابه دو شهر است و اندر وی معدن سیمست و رودی میان این هر دو شهر بگذرد و اندر حدود هندوستان افتد. شهری است بنواحی بلخ و در آن معدن سیم است و اهل آن اخلاطاند ... . ابن بطوطه گوید این کلمه مرکب است از پنج بمعنی خمسه و هیر بمعنی کوه لکن شاید این لفظ مخفف پنج هیربذ باشد. رجوع به شاهد از ترجمان البلاغة شود. مستوفی در نزهةالقلوب (ص ۱۵۵)گوید: پنجهیر از اقلیم چهارم است طولش از جزایر خالدات بب و عرض از خط استوا لوله . شهری وسط است و هوای خوش دارد. در تاریخ بیهقی:«امیر از آنجا [ باغ خواجه علی میکائیل ] برداشت بسعادت و خرمی با نشاط و شراب و شکار میرفت میزبان بر میزبان : به خلم و به پیروز، و نخجیر. [ ظ: بنجهیر: حاشیه مصحح ] و ببدخشان . احمد علی نوشتگین آخرسالار که ولایت این جایها برسم او بود.» " و بترکستان پوشیده فرستاده بودهاست [ احمد ینالتگین ] بر راه پنجهیر تا وی را غلامان ترک آرند. و مسعود محمد لیث را برسولی فرستاد نزدیک ارسلان خان با نامهها و مشافهات در معنی مدد و موافقت و مساعدت و وی از غزنین برفت براه پنجهیر. (تاریخ بیهقی ص ۶۴۳) فردوسی در داستان دوازده رخ از پنجشیر چنین یاد آوری مینماید: دگر پنجهیر و دگر بامیان سرا مرز ایران و جای کیان در لغتنامهٔ دهخدا زیر نام پنجهیر این بیت بو شکور بلخی آمدهاست: بکنغالگی رفته او پنجهیر رمیده ازو مرغک گرمسیر در ترجمان البلاغه راذویانی قطعهای بدین مضمون در مورد پنجهیر آمدهاست: گویند هفت مرد است در پنجهیر بذ زان هفت دو مسلمان و آن پنج هیر بذ من پنجهیر دیدم و آن پنجهیر بذ از پنجهیر بد نشود پنجهیر بذ شهر پنجشیر بسیاری از جغرافینویسان سدههای نخستین اسلامی و پس از آن، از پنجشیر به عنوان یکی از شهرهای خراسان آن روزگار یاد کردهاند. در منابع جغرافیایی سدهٔ ۴ق پنجشیر شهری بر فراز کوه، دارای بوستانهای بسیار و با حدود ۱۰هزار تن جمعیت وصف شده است. یاقوت حموی مردم آن را آمیخته اقوام گوناگون دانسته است. کانهای نقرهء پنجشیر از دیرباز مشهور بودهاست و برخی از جغرافینویسان سدهٔ ۴ق از آن یاد کردهاند. اصطخری نوشتهاست که نقرههای پنجشیر به شهر اندرابه(اندرآب)برده میشد و در آنجا از آن سکه میزدند. مقدسی از کوه نقرهٔ (جبلالفضة) این شهر یاد کرده و افزودهاست که در آنجا، درم(سکهٔ سیمین)بسیار است(ص۳۰۳). این کوه مشرف به شهر و بازار آن بودهاست، و به سبب سوراخهای بسیاری که کنده بودند، همچون غربالی به نظر میرسیده است(سمعانی، ۲/۳۳۴). کانهای نقرهٔ پنجشیر، غنیترین کانهای نقره، در بخش شرقی سرزمینهای اسلامی بهشمار میآمده است(بارتولد، ۱/۱۷۴). امروزه در پنجشیر، افزون بر نقره، کانهای لاجورد، زمرد و نیز سنگهای گرانیت و مرمر به فراوانی یافت میشوند(پهلوان، ۳۹۴؛ گرومف، ۱۱۴).
:::پنجشیر در هنگام اشغال ارتش شوروی::: حملات پنجشیر (روسی : Пандшерская операция - Panjsher Operations)، رشته جنگهایی بود بین نیروهای ارتش سرخ و ارتش جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان با مجاهدین تحت امر احمدشاه مسعود برای کنترل درهٔ استراتژیک پنجشیر در نه سال اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی بین سالهای ۱۳۵۹ الی ۱۳۶۷ هجری شمسی. ارتش شوروی با همکاری ارتش جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان جمعاً نه حملهٔ بزرگ را به دره پنجشیر در طول دوران اشغال افغانستان سازمان دادند که منجر به خسارات زیاد به منطقه واهالی پنجشیر، نیروی رزمی ارتش سرخ و ارتش جمهوری دموکراتیک افغانستان گردید. چهار تعرض اولیه به پنجشیر به صورتی کاملاً کلاسیک انجام میشود که در آنها ستونی از زره پوشها بعد از بمبارانهای هوایی دست به حمله میزند. سه حملهٔ دیگر( از ۱۵ ماه مه تا اول ژوئیه و از سی ام اوت تا ۱۵ سپتامبر ۱۹۸۲ سپس از بیست و یکم آوریل ۱۹۸۴ به بعد) به دلیل گسترش خود، اهمیت تجهیزاتی که به کار گرفته شدهاند و تا کتیکهای معمول ثابت میکنند که پنجشیر فرمانده مسعود، به صورت هدف شماره یک شورویها در افغانستان در آمدهاست. این سه مرحله، بر زیربنای واحد قرار دارد: سهم اعظم عملیات بر عهدهٔ واحدهای هوابرد است که غالباً چتر بازهایی هستند که در عمق جبهه و بر خط الرأس بلندیها، روستاها و نقاط عبور، پیاده میشوند. سپس واحدهای زرهی جای آنها را میگیرند. در هر سه مورد، استراتژی مسعود عبارت است از عقب نشینی به درههای مجاور و پراکنده ساختن شورویها، سپس باز پس گرفتن مواضع از دست رفته یکی پس از دیگری، بویژه هنگامی که این مواضع به ارتش دولتی واگذار شد. با وجودی که حملات پنجشیر از شدیدترین عملیاتهای رزمی ارتشهای شوروی و افغانستان محسوب میشد، اما در اثر این نه حمله آنها قادر به کنترل درهٔ پنجشیر نشدند. در ژانویه ۱۹۸۳ شورویها به مسعود پیشنهاد متارکهٔجنگ میکنند. تاکتیک ارتش سرخ در سال ۱۹۸۴ نشانههایی از باز گشت به یک برداشت کاملاً نظامی از جنگ را عرضه میدارد. اما این بار با ارتشی جنگنده تر باتعرض ۲۱ آوریل خود به پنجشیر، به صورتی یک جانبه، گام جدیدی در تشدید جنگ بر میدارند. از آن به بعد، شورویها میکوشند اطراف شهرها را خالی کنند و راههای تدارکاتی نیروهای مقاومت را قطع کنند. اما باوجود نبردهای سهمگین اطراف هرات، قندهار و خوست در سال ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶، هرگز به موفقیتی دست نمییابند. به استثنای اطرافمزار شریف. پنجشیر دو بار به خاطر حملات گستردهٔ ارتش سرخ از سکنه خالی گردید و مردم به ولایت (استان)های همجوار و کشورهای خارجی نظیر پاکستان و ایران مهاجر شدند.
حملهٔ اول: ۱۹ حمل سال ۱۳۵۹ حملهٔ دوم: ۶ سنبله ۱۳۵۹ در این حمله تاکتیک ارتش سرخ و ارتش کمونیستی افغانستان حمله بر غیر نظامیان و تخریب خانهها بود تا از فشار حملات نیروهای مجاهدین بر علیه خود بکاهند. به همین منظور در منطقهٔ فراج ۴۰ تن از اهالی را قتل عام کردند و در «غجی» ۳۲ تن را که اکثرا زنان و کودکان بودند قتل عام نمودند که اجسادشان تا یک هفته در منطقه باقی مانده بود. در منطقهٔ «نولیچ» که ارتش سرخ مورد حمله قرار گرفته بود، سربازان روس کهنسالان، زنان و کودکان را در خانه یکجا نموده خانه را به آتش کشیدند. حمله سوم: ۲۰ قوس ۱۳۵۹ در این حمله زمستانی ارتش سرخ از ۱۶۰ عراده جنگی ده هزار پیاده نظام استفاده نمود.جنگ هفده روز به طول انجامید و در ۶ جدی سال ۱۳۵۹ این حمله به شکست انجامید و قوای شوروی دره پنجشیر را ترک نمودند. حمله چهارم: ۲۳ اسد ۱۳۶۰ در طول یک هفته نبرد ارتش سرخ فقط ۲۵ کیلومتر در داخل دره پیش روی مینماید. تاکتیک تصرف ارتفاعات به شکست میانجامد و ارتش سرخ عقب نشینی میکند. پیش از این حمله احمدشاه مسعود شبکهٔ منظمی از گروههای چریکی به نام «گروپهای متحرک» را سازماندهی نموده و به کار استخباراتی در درون رژیم دست زده بود. حمله پنجم: ۲۵ ثور(اردیبهشت ) ۱۳۶۱ این حمله با استفاده از ۲۰۰ فروند هلیکوبتر و ۶۰ فروند جت تحت فر ماندهی ژنرال تر گریگوریانفرمانده سپاه چهلم شوروی در افغانستان، با تاکتیک جدیدی صورت گرفت. بر خلاف حملات قبلی این بار ارتش سرخ از تاکتیک جنگ کلاسیک که ترکیبی از حملهٔ زمینی و هوایی و توپخانه بود استفاده نکرده بلکه با حدود ۶۰۰ پرواز هلیکوبتر به طور ناگهانی در داخل پنجشیر نیرو پیاده نمودند. البته این عملیات لو رفته بود و مسعود نیروهای خود را از منطقه تخلیه نموده و آنها را به گروپهای کوچک سی نفری متحرک در ارتفاعات کوههای پنجشیر پراکنده نموده بود. اما تغییر تاکتیک در ابتدا موفقیت نسبی را به همراه داشت. یافتن لیستی از ۶۰۰ خبر چین احمدشاه مسعود را در پایتخت و ایجاد سه پایگاه نظامی در طول درهٔ پنجشیر در مناطق رخه، اعنابه و برجمن از دست آوردههای ارتش سرخ بود. اما نیروی رزمی احمدشاه مسعود آسیب چندانی از این حمله ندیده بود. حمله ششم: شش هفته بعد از حملهٔ پنجم با شکست نسبی حملهٔ پنجم در از میان بردن نیروی رزمی احمدشاه مسعود، وزارت دفاع و خاد دولت کمونیستی افغانستان به احمدشاه مسعوداولتیماتوم میدهند تا تسلیم گردد در غیر آن به «عملیات خارق العاده» دست خواهند زد. واحدهای موتوریزه و نیروی هوایی نیروهای وِیژه(Spetsnaz) ارتش سرخ عملیات تصفیه را از پایگاههای خود در داخل پنجشیر برای از بین بردن پناه گاههای و گروپهای مجاهدین آغاز نمود، که نه ماه نبرد دوام پیدا میکند. ضربات شدید هوایی، دیسانت از طریق هوا، حمله زرهی از طریق زمین شاخصهای عمده عملیات را تشکیل میدادند. دره روزانه به شدت بمبارد میگردد و مردم به کوهها پناه میبرند و ماهها در کوهها در مغارهها زندگی میکنند. در طول این جنگ حدود ۶ هزار خانه مسکونی و ۷۰٪ تمام آبادیها و مواشی درهٔ پنجشیر نابود گردید. با دوام جنگ مردم دره را تخلیه کرده به دیگر مناطق افغانستان میروند اما از همکاری با رژیم سرباز میزنند. نه ماه جنگ تلفات سنگین به نیرروی جنگی و روحیهٔ سربازان شوروی وارد میکند. روسها به مجاهدین پیشنهاد آتش بس میدهند. در اواخر زمستان سال ۱۳۶۱ پیشنهاد آتش بس از سوی مجاهدین پذیرفته میشود. حمله هفتم: ۳۱ حمل(فروردین) ۱۳۶۳ تعرض شورویها در سال ۱۹۸۴ علیه پنجشیر بزرگترین عملیاتی است که شوروی هااز آغاز جنگ تا آن زمان اجرا کرده بودند. در این عملیات گسترده که بعد از پایان آتش بست صورت گرفت حدود بیست هزار سرباز ارتش افغانستان و ارتش شوروی شرکت داشتهاست. روسها در این جنگ از تاکتیک «جنگهای اشباع کن» استفاده نمودند. در این تاکتیک آنها از نیروی زیاد برای تصرف تمام مناطق و از بین بردن دشمن استفاده نمودند. اما با وجود گستردگی و استفاده از وسایل مدرن و بمباران شدید هوایی این عملیات توسط دستگاه استخباراتی احمدشاه مسعود کشف شده بود. برای همین یک روز قبل از آغاز حمله احمدشاه مسعود دستور تخلیه دره از تمام سکنه را صادر نمود. تمام جمعیت بیش از یک صد هزاری پنجشیر داوطلبانه دره را به سوی شهرهای مختلف افغانستان و عمدتاً کابل ترک نمودند. وسایلی که به کار گرفته میشود به وضوح بر تر از گذشتهاست و این حدس را قوت میبخشد که تصمیم حمله از سوی عالیترین مقامات کرملین اتخاذ شدهاست. بمب افگنهای تی. یو. ۱۶ که در ارتفاع متوسط (۸۰۰۰ متری) پرواز می کنند، فرشی از بمب بر پنجشیر گسترانیدند. از این بمب افکنها برای اولین بار بود که استفاده میشد. تعداد نفراتی که در این حمله شرکت داشتند چیزی حدود بیست هزار سرباز شوروی و پنج تا شش هزار سرباز دولتی بود. در اوایل آوریل یک گروه کوماندویی متعلق به پلیس مخفی(خاد)، دراقدام خود برای قتل احمد شاه مسعود با ناکامی مواجه میشود. شروع حمله روز ۲۱ آوریل بود: واحدهای چترباز به کمک هلیکوپتر بر خط الرأس بلندیها پیاده میشوند و همزمان یک ستون زرهی به بالای درههای اندراب و پنجشیر روی مینهد. واحدهای دیگری با هلیکوپتر به گردنه انجمندر انتهای پنجشیر و خوست و فرنگ - که تصور میشود پایگاهی است برای عقب نشینی مجاهدین - برده میشوند. ستونهای زرهی بدون هیچ مشکلی به روستای بنودر اندراب و آستانه در پنجشیر دست مییابند. اما شورویها در حمله به درههای مجاور، جایی که گروههای متحرک مسعود عقب نشینی کردهاند، با شکست مواجه میشوند. شورویها تلفات سنگینی متحمل میشوند. در ماه مه نیروهای ارتش سرخ خوست و فرنگ را ترک میکنند اما در پنجشیر که خالی از سکنه شدهاست باقی میمانند، درهای که هنوز دو سوم آن در دست گروههای مسعود است که جنگنده تر از همیشه پایداری میکنند. در این هنگام شورویها به تاکتیک جدیدی روی میآورند. واحدهایی حدود پانصد نفره هر روز صبح باهلیکوپترو بدون حمایت زره پوشها دراطراف یک روستا پیاده میشوند، روستا را بازرسی و مجاهدین را - که شورویها اسامی آنها را دارند - بازداشت میکنند و قبل از فرارسیدن شب، عقب نشینی میکنند. به این ترتیب برای مجاهدین تمرکز قوا و دست زدن به حملات غافلگیرانه علیه واحدهایی این چنین متحرک، بسیار دشوار شدهاست. هدف شورویها تسخیر زمینها نبودهاست بلکه میخواستند محل را نابود و یا دست کم نیروهای پویای حریف را از پی در آورند. نخست راههای ارتباطی راقطع میکنند و سپس راههای عقب نشینی را، و آن گاه به قلب حریف حمله میبرند و سرانجام او را به درههای مجاور میرانند تا مجبور شود یا در محل بجنگد و یا در ضمن عقب نشینی با واحدهای سنگین شوروی که در درهها و پیرامون منطقه مستقر شده رو برو شود. حال ببینیم شورویها ازاین حمله چه نصیب داشتند. دقیقاً باز گشت به وضعیت پاییز سال ۱۹۸۲، شب قبل از انعقاد قرار دارد متارکهٔ جنگ، ضمن آن که تلفات سنگینی هم متحمل شده بودند. حملهٔ هشتم: ۱۳۶۳ حمله هشتم پنج ماه بعد از حملهٔ هشتم آغاز شد که پیگیری حملهٔ هفتم و بیشتر شامل حملات هوایی و استفاده از نیروی هوایی میشذ. حملهٔ نهم: ۱۳۶۴حملهٔ نهم بعد از تصرف گارنیزیون (پادگان)پشغور توسط نیروهای احمدشاه مسعود صورت گرفت.در ژوئن ۱۹۸۶، مسعود موفق شد پایگاه دولتی پشغور در پنجشیر را تصرف کند. برای اولین بار مجاهدین از تاکتیکهای سبک ویتنامی استفاده کردند: تکرار حملههایی از روی نقشه، هماهنگی توپخانه و اقدامات یک گروه کوماندویی، سرعت و دقت. نیروهای احمدشاه مسعود با تصرف پشغور حدود ۶۰۰ نفر از نیروهای دولتی را به اسارت در آوردند، که اکثر آن اسرا در اثر حملهٔ نیروهای ارتش سرخ جان باختند.
:::شخصیتهای فرهنگی پنجشیر::: از بزرگان پنجشیر، میتوان بنجهیری(پنجهیری، ابوالمظفرمکیبن ابراهیمبنعلیالپنجهری) را نام برد که از شعرای پارسیگو بودهاست. در دوران معاصر عبدالحی الهی، انجنیر محمد اسحاق، دستگیر پنجشیری، عبدالحمید محتاط، عبدالحفیظ منصور، محی الدین مهدی، حیدری وجودی، قهار عاصی، خالده فروغ، صدیق برمک از جمله شخصیتهای فرهنگی پنجشیر محسوب میشوند.
:::ریشه نام::: ابن بطوطه، جهانگرد و گیتاشناس مشهور مغربی در سفرنامۀ خود پنجهیر را مآخذ از پنجکوه میداند و میگوید: این کلمه [پنجهیر] مرکب است از پنج و هیر بمعنی کوه. لکن شاید این لفظ مخفف پنج هیربِذ (هِربِذ یا هربد بهمعنای 'نگهبان آتشکدۀ زرتشتی') باشد. - در منابع اسلامی: پنجهیر.
:: مرتبط با:
تاریخ و جغرافیا , :: برچسبها:
ولایات افغانستان ,
استان های افغانستان ,
ولایت پنجشیر ,
پنجشیر ,
ولسوالی های پنجشیر ,
همه چیز درباره افغانستان ,
افغانستان وطنم ,
afqani.mihanblog.com ,
ن : محمد رحمانی
ت : چهارشنبه 24 فروردین 1390
|
|
|